گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد…..
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت …
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد …
سازندگان وسایل خانگی در یونان ، با ساخت طولانیترین مبل به طول ۶۴.۷۵ متر نام خود را در كتاب ركوردهای گینس به ثبت رساندند.
به گزارش ایسنا ، نمایندگان كتاب ركوردهای گینس با حضور در مراسم رونمایی از طولانیتـرین مبل جهان در یونان، نام سازندگان این مبل ۶۴.۷۵ متری را در این كتاب به ثبت رساندند.
این در حالیست كه این مبل طویل در منطقه «تسالونیكی» ساخته و رونمایی شده است.
به گزارش ایسنا، به نقل از نیویوركتایمز، سخنگوی گروهی از محققان دانشگاه جورج واشنگتن آمریكا كه از سالها پیش بهدنبال كشف مكانی هستند كه ممكن است، هزاران سال پیش محل زندگی آدم و حوا بوده باشد، اعلام كرد كه محل زندگی آدم و حوا احتمالاً در منطقهای در جنوب قاره آفریقا بوده است.
این محققان از سالها پیش، تلاشهای خود را برای كشف محل زندگی آدم و حوا آغاز كردهاند و۱۴ منطقه را در قارههای آفریقا، اروپا و آسیا بهعنوان زیستگاه نخستین انسان تعیین كردهاند.
محققان معتقدند، محل زنگی آدم و حوا منطقهای است كه تنوع ژنتیكی در آن زیاد است و به همین دلیل، آنها منطقهای را در جنوب آفریقا در كنار صحرای كالاهاری (Kalahari) در اتیوپی بهعنوان احتمال نخست این كشف تاریخی اعلام كردهاند.البته محققان هنوز بهدنبال كشف محل دقیق زندگی آدم و حوا در حدود ۵۰ هزار سال پیش هستند و امیدوارند تا در سالهای آینده بتوانند به شواهد بیشتری در این زمینه دست یابند، البته اكنون بیشتر محققان به این امر معتقدند كه محل زندگی آدم و حوا در قاره آفریقا بوده است.

یک پزشک هندی از دهکده ای در این کشور خبر داد که اکثر جمعیت آن به طور شگفت انگیزی دو قلو هستند.
به گزارش خبرگزاری مهر، تصور کنید که در خیابان راه می روید و کودکی را می بینید. سپس به زاویه دیگری نگاه می کنید و باز هم همان کودک را در جهت مخالف مشاهده می کنید. حال تصور کنید که در خیابانی راه می روید که تمام افرادی که در آن تردد می کنند یک کپی نیز دارند که در جهت مخالف نفر اول حرکت می کند.
این مورد که شبیه به فیلمهای علمی تخیلی است در دهکده ای به نام "کودینجی" واقع در منطقه "کرالا" در هند می تواند واقعا رخ دهد.
در این دهکده عجیب تقریبا تمام زنان از حدود 40 سال قبل بچه های دوقلو به دنیا می آورند. در این دهکده که جمعیت آن دو هزار نفر است 250 دوقلوی همسان زندگی می کنند. در سال 2008 از 300 خانواده ساکن این دهکده که یک بچه داشتند 15 زوج دوقلو متولد شد که این میزان 6 برابر بیشتر از متوسط ملی است.
هند یکی از کشورهایی است که کمترین رقم تولدهای دوقلو را در دنیا ثبت کرده است و تنها این دهکده کوچک در قله این طبقه بندی قرار دارد و به همین علت از سالها قبل موضوع بحت دانشمندان بوده است.
تاکنون تنها یکی از این دانشمندان موفق شده است تحقیقات کاملی در این خصوص انجام دهد. این محقق که "کریشنان ازریبیجو" نام دارد پزشک یک بیمارستان محلی در این منطقه است.
به گفته این پزشک محلی، تعداد دوقلوهای این دهکده به روشی تصاعدی سال به سال افزایش می یابد به طوری که در پنج سال گذشته در حدود 60 زوج دوقلو متولد شده اند و تا امروز 250 زوج دوقلو در این دهکده وجود دارند.
بعضی از عواقب ناشی از وجود تعداد زیاد دوقلوها برای مثال در مدرسه می تواند مشکلاتی ایجاد کند. به طوری که معلمان مدارس این دهکده به دشواری می توانند بچه های حاضر در کلاس را از هم تشخیص دهند.
یکی از نوجوانان دوقلوی این دهکده که 16 سال دارد در این خصوص گفت: "برای اینکه معلم بتواند مرا از برادرم تشخیص دهد وقتی شانه می زنم از طرف راست فرق باز می کنم و برادرم از طرف چپ. من حتی یک مهر روی گردنم زده ام که کمی با برادرم تفاوت داشته باشم."
براساس گزارش روزنامه ایندیپندنت، این پزشک محلی که به مدت 9 سال است که روی این پدیده تحقیق می کند، اظهار داشت: "علت این مسئله می تواند در آب و یا در خاک پنهان شده باشد. به اعتقاد ما این مسئله به نوع رژیم غذایی وابسته نیست چرا که غذای این مردم هیچ ویژگی منحصربه فردی ندارد اما در آبی که می نوشند فلزهای سنگینی وجود دارد که به دلیل آلودگی آن است. همچنین به اعتقاد من این مسئله ریشه ژنتیکی ندارد و تنها وابسته به شرایط محیطی است."
یك سگ سه ساله اهل انگلستان به دلیل خوردن آهنربا خبرساز شد.معده این سگ به گونهای است كه به راحتی هر شیئ غیرقابل هضمی را هضم میكند.
به گزارش ایسنا ، «جك» سگی سه ساله است كه علاقه و اشتیاق زیادی به خوردن آهنربا به ویژه میوههای زینتی روی یخچال دارد.
«اما كایرز» ـ صاحب این سگ سه ساله ـ به رسانههای دولتی انگلستان یادآور شد: سگ من از دو ماهگی به خوردن آهن ربا و این میوهها علاقه نشان میداد و من همیشه نگران سلامت او بودم.
وی افزود: هنگامی كه او را برای مداوای این رفتار غیرمعمول به دامپزشك بردم، در كمال تعجب متوجه شدم سگم قادر است این آهنرباها را هضم كند.
این در حالیست كه در گزارش «رابرت نیوكامب» ـ دامپزشك این سگ ـ آمده است كه معده این سگ به گونهای است كه به راحتی هر شی غیرقابل هضمی را به راحتی هضم میكند.
آیا می دانید دیگران در مورد شما چه فکری می کنند؟ آیا می توانید روی تصور دیگران نسبت به خودتان تاثیر مثبت یا منفی بگذارید؟ البته که می توانید! اگر می خواهید تاثیر مثبتی بر روی درک فردی دیگران از خودتان بگذارید 7 دقیقه بعدی را با ما باشید تا به شما آموزش دهیم که چگونه می توانید نظر دیگران را به صورت دلخواه نسبت به خودتان تغییر دهید.
برو به ادامه مطلب...
ادامه مطلب

تهران در قدیم روستایی نسبتا بزرگ بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایههای البرز قرار داشت. اولین بار نام آن در ذکر زندگینامه ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۹۰ ق آمده است.
تا پیش از کشف تمدن قیطریه و همچنین کشف آثاری در تپههای عباسآباد، گمان میرفت پیشینه تاریخی این شهر به همان آثار یافت شده در حوالی شهرری محدود میشود، ولی اکتشافات باستانشناسی در تپههای عباسآباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس، نشان داد تمام آبادیهای ناحیه تاریخی قصران، دورهای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیتهای فرهنگی را پشت سر گذاردهاند.
ادمه داستان در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
دخترك فقیر
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد : سارا ...![]()
دخترک خودش رو جمع کرد ، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزش داری گفت : بله خانوم؟![]()
ادامه داستان در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
تبلیغات









